نیمه دوم ماه بیستم






- پسر عزیزتر از جونم، نمره بیست من، بیست ماهه شدی، خدا نگهدارت باشه عزیزدلم
- این روزها اکثر کلماتی رو که می شنوی تکرار می کنی، که البته معنی همشونو نمی دونی و من تا جایی که یادم باشه برات می نویسم و بقیش هم هر وقت به ذهنم رسید دوباره اضافه می کنم
- سوش = سوشیانس ، موست = ماست ، که = کیک ، خوما = شیر خرما ، دس = درس ، شی دی = سی دی ، کم = کلم ، بوز = موز صب = صلیب ، ابازه خا = اوازه خوان ، جایو = جارو ، خگوش = خرگوش ژاژا = زار زار ، ژله = ژله ، قا قالی = خال خالی ، بق = برق ، انقو = انگور
- اسم خودتو ازت می پرسم، اوایل می گفتی : سسس، بعد شد سوش، بعد سوشا
- از اشکال هندسی صلیب یا پلاس رو شناختی که بهش می گی صب، چهار گوشو هم تا حدی تشخیص می دی و می گی
- تا می گم سوشیانس بدو بریم درس بخونیم، فوری هر کاری داری ول می کنی و می گی: دس دس و می ری توی اتاقت جلوی کمدت می شینی تا من بیام و درس بخونیم :))))))))))))
- از کتاب دنیای شلوغ تاتی ها اکثر کارای نی نیا رو می گی و نشون می دی
- یه کتاب داری که کل صفحاتش یه برگه بزرگه و همون طور که جلو می ریم باز می شه، صفحه اولش با موش شروع می شه و تا صفحه اخر که بزرگ می شه و نوبت گاوه می شه، به اونجا که می رسیم خیلی ذوق می کنی و فوری می یای پشتتو می چسبونی به صفحه کتاب و می خوای تو هم داخل صفحه و پیش اونا باشی

- کره جغرافیی که برات خریده بودیم اکثر نقشه های روشو کندی :(((((((
- با عروسک انگشتیات شعر هادی هدی رو برات می خونم که الان خودت هم یاد گرفتی و می کنی توی انگشتات و مثلا شعر هادی هدی رو می خونی:))))

- علاقه زیادی به جارو برقی و جاروی دسته دار داری و این روزا همش برامون جارو می کشی
- یه بار توی اتاق با قیچی مارک و تگهای لباساتو می کندم که دیدم فوری دویدی سمت اشپزخونه و با جارو خاک انداز اومدی شروع کردی به جارو کردن اشغالایی که من ریخته بود
- دیگه یاد گرفتی با نی نوشیدنی بخوری
- یهو شماره پات از 20 به 22 رسیده و کفشای شماره 21 رو یکی رو هفته بیشتر نپوشیدی
- عاشق شعر و اهنگ و ترانه ای و اکثر اهنگا و شعرایی رو که برات می ذاریم یا می خونیم یه جورایی حفظی و علاقه شدیدی هم به هم خونی کردن داری جالبه که دقیقا با ریتم اهنگ پیش می ری و مابینش کلماتی رو که تقریبا بلدی رو هم می گی حتی اهنگای خارجیی رو هم که دوست داری ریتمشو همخونی می کنی و خودت هم از این موضوع هم پای ما کیف می کنی :))))))))
- اهنگ لالایی که از زمانی که توی شکمم بودی برات می ذارم و خیلی قشنگ همخمونی می کنی که ضبطش کردم و خیلی دوستش دارم
- شعر عروسک خوشگل من رو هم که وقتایی که اهنگت در دسترس نیست من جای لالایی برات می خونم رو هم با من می خونی:))))))
رستوران سدروس




- یه روز که از حموم اومدی و هوا سرد بود، کلاه سرت کردم ولی چون عادت نداشتی هی از سرت در می اوردی، ولی کم کم خوشت اومد و شروع کردی به بازی کردن

- هی کلاهتو می کشیدی پایین و اصرار داشتی همون طوری بمونه و از زیرش به تی وی نگاه می کردی


- یک اتفاق خیلی بد هم واسه پسر عزیز مامان افتاد و اون این بود که یه روز توی خونه مامان زری که داشتی با خاله افسون بازی می کردی، با صورت افتادی زمین، در ظاهر زیاد بد نبود ولی گریه کردی و بعد هم مثل گاهی اوقات ریسه رفتی اما نفست بالا نیومد، یه دفعه رنگت کاملا کبود شد و گردنت افتاد وبی حال موندی روی دستای من، هی توی صورتت فوت می کردم ولی اصلا انگار توی این دنیا نبودم، حال بدی بود که گفتنی نیست، خدا رو شکر 5-6 ثانیه بیشتر طول نکشید و دوباره نفس کشیدی، یه هفته بعد هم دوباره همین اتفاق توی خونه افتاد و تکرار شد، در موردش و این که چه حال داشتم هیچ چیز نمی تونم بگم واقعا قابل گفتن نیست، فقط امیدوارم که دوباره نبینم این صحنه رو
- خیلی توی نت و کتابا سرچ کردم، که همه گفته بودن چیز مهمی نیست و علت مشخصی نداره ولی توی چند روز اینده می برمت دکتر فرهت تا خیالم راحت شه



مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی



نیمه دوم ماه بیستم 





